شمس الدين الشهرزوري

مقدمه 29

رسائل الشجرة الإلهية في علوم الحقائق الربانية

شهرزورى در اين اثر ، از دانشمندان زير نام برده واز نوشته‌هاى آنان در كتاب خود استفاده كرده است : سهروردى وابن سينا كه سخنان آنان مهم‌ترين منبع شهرزورى در اين كتاب است ؛ ابن كمونة در شرح التلويحات ، اخوان الصفا در رسائل خود ، فخر رازي در التفسير الكبير وشرح إشارات وديگر آثارش ، خواجة نصير الدين طوسي در شرح إشارات كه در اين رساله با صراحت از أو نام برده است « 1 » . در فصل نهم از فن دوم ، در باب ترتيب وجود ونحوهء صدور كثرات از عقول ترديد كرده ومعتقد است به هيچ يك از نظرات آنان در اين مورد جزم حاصل نمىشود وخود نظر شيخ اشراق را در حكمة الإشراق بهتر از شيوهء تبيين مشائيان دانسته است ومباحث متعلق به اين موضوع از جمله أرباب أنواع را به تفصيل بررسى وتبيين كرده است . شهرزورى در فصل دهم از فن دوم دربارهء مثل افلاطونى ونيز در فصل يازدهم در عالم مثالي شبحي كه سهروردى در آثار خود به اثبات آنها اهتمام ورزيده است ، با شرح وتفصيل وتمسك به آيات وأحاديث وسخنان بزرگان وآوردن استبصارات وقرائن ، در گشودن ابهامها وحل معضلات اين مسائل بسيار كوشيده است . وى در فصل دوازدهم در حقيقت ادراك واجب الوجود ، مباحث مختلف در باب علم خداى متعال با ذكر أقوال واحتجاجات ونقل وردّ آنها به تفصيل بحث كرده وسرانجام با تشريح نظريهء شيخ اشراق آن را بهترين طريقه دانسته وخود آن را پذيرفته است . شهرزورى در آخر اين فصل ، تحت عنوان « خاتمة الفصل في إدراك النفوس السماوية . . . » به بيان اين مطلب پرداخته است كه حوادث داراى ضوابط كلى واجب التكرار هستند ودر ضمن آن ديدگاههاى گوناگون را در باب « ادوار وأكوار » ومقدار هر « دور » مثل نظر حكماى أهل هند وچين وفارس وبابل وروم ومصر و

--> ( 1 ) . از جمله در فصل 12 در باب علم خداوند متعال ، كه از أو چنين تعبير كرده است : « الشارح الفاضل نصير الدين الطوسي رضي الله عنه » ونيز در همان فصل با تعبير « الشارح لكتاب الإشارات وهو نصير الدين الطوسي رحمه الله » .